برده داری

بنام خدا <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

قبل از نزول قران برده داری در سراسر جهان امری رایج بود در انزمانها داشتن برده امری  بسیار عادی بود و متمولان همواره برده هایی داشتند که یا در جنگ بدست اورده بودند و یا خریداری کرده بودند. ولی قران برابری همه افراد از دید خداوند را عنوان کرد. در زمان نزول قران در جامعه عربستان مانند سایر قسمتهای جهان از قبل برده هایی وجود داشتند  . قران بطریقی بسیار معقولانه برده داری را تقبیح کرده و شرایط برده ها را بهبود بخشید.

 

ممکن است این سوال پیش بیاید که چرا خداوند مستقیما دستوری مبنی بر آزاد کردن تمامی بردگان صادر نکرد؟

 

در جواب باید گفت  برده در انزمان با معنای  امروزی کلمه  خدمتکار مترادف بود البته خدمتکاری بدون هیچ اختیار شخصی. بنابراین صادر شدن فرمانی بدین صورت که" هیچکس برده ای نداشته باشد" مثل اینست که امروزه بگویند کسی حق ندارد کارگر و خدمتکار داشته باشد! بهمان اندازه امری دور از منطق بود.از طرفی بعضی از بردگان دارای اربابانی منصف  بوده و از وضعیت خود راضی بودند. خوراکی وجایی برای زندگی داشتند.بنابراین یک دستور کلی مبنی بر تحریم بردگی بیکباره باعث بیکاری عده کثیری از افراد میشد.

لیکن اکثر  برده گان در انزمان بمنزله  خدمتکارانی بودند که هیچ اختیاری از خود نداشتند صاحبانشان و حتی مردم عادی با انها بدرفتاری میکردند و پولی بانها پرداخت نمیشد تا مبادا پس اندازی پیدا کنند و خود را رها سازند فقط خوراک و پوشاک و جای خواب  مختصری برای آنها مهیا میشد . ارباب، انها را خیلی پست تر از خود میدانست و حتی با انها غذا نمیخورد .

از محوری ترین تعالیم قرانی برابر بودن همه افراد بشر میباشد. از دیدگاه خداوند برتری انسانها بیگدیگر بر مبنای مال و ثروت و نژاد و کشور و رنگ پوست نیست. تنها میزان تقوی است که انسانها را در دیدگاه خداوند متمایز میسازد :

 

اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد; (اينها ملاك امتياز نيست) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست; خداوند دانا و آگاه است. حجرات (13)

 

بنابراین خداوند با دستوراتی که داد برده هارا از حالت یک  برده بدون اختیار  خارج کرده و بشکل یک خدمتکار در اورد که هرگاه بخواهد میتواند از کارکردن دست بردارد. ولی لازم بود که جامعه بتدریج با این موضوع کنار بیاید و باصطلاح جا افتادن این مساله زمانبر بود.

 

تحمیل چنین عملی بیکباره و بدون اماده سازی جامعه امکانپذیر نبود چرا که ممکن بود باعث شود اسلام در امر ازاد سازی برده ها موفق نشود .بنابراین با ازادسازی تدریجی برده ها بدلایل مختلف و مقبول ساختن ان برای جامعه یک روند تدریجی برای بهبود بخشیدن شرایط انهایی که در بند بودند و براندازی برده داری آغاز شد

 

به مومنان سفارش شد که با برده ها مهربان باشند و ازاد کردن برده،جزء اعمال شایسته قرار داده شد . و همچنین بجبران بعضی گناهان باید برده ازاد میکردند بدین ترتیب تعداد برده ها کم کم کاهش یافت.

 کلمه عربی ما" ملکت ایمانکم" که در قران وجود دارد بمعنی" انهایی که دست راست شما مالک شد" دارای زمان گذشته است و مربوط بکسانیست که قبلا ببردگی درامده اند . هنگامی که در یک روند تدریجی برده ها ازاد شدند برده داری هم بطور طبیعی از بین رفت.

 این روند برای براندازی برده داری و تبدیل برده به خدمتکاری آزاد اینگونه آغاز شد:

 

نیکویی کردن

و خدا را بپرستيد! و هيچ‏چيز را همتاى او قرار ندهيد! و به پدر و مادر، نيكى كنيد; همچنين به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان، و همسايه نزديك، و همسايه دور، و دوست و همنشين، و واماندگان در سفر، و بردگانى كه مالك آنها هستيد; زيرا خداوند، كسى را كه متكبر و فخر فروش است، (و از اداى حقوق ديگران سرباز مى‏زند،) دوست نمى‏دارد. نساء(36)

 این ایه تغییز بزرگی دز شرایط برده گان ایجاد کرد. در این آیه خداوند به مومنان سفارش میکند که با بردگان بسیار نیکی کنند و نیکی کردن به بردگان را همتراز با نیکی کردن به پدر و مادر قرار داد یعنی همانطور که  که بوالدین خود احسان میکنید به برده ها احسان کنید.

همگی اعضای یک پیکرید با برده ها میتوانید ازدواج کنید

 

همانطور که قبلا ذکر شد برده داران و حتی مردم عادی مقام خود را بسیار بالاتر از بردگان میدانستند و هیچ حقی برای انها قائل نبودند چه برسد به اینکه با آنها ازدواج کنند و در مال و اموال با انها شریک شوند . در چنین شرایطی  خداوند میفرماید همگی اعضای یک پیکرید و مردم را بازدواج با بردگان تشویق مینماید .

و آنها كه توانايى ازدواج با زنان (آزاد) پاكدامن باايمان را ندارند، مى‏توانند با زنان پاكدامن از بردگان باايمانى كه در اختيار داريد ازدواج كنند -خدا به ايمان شما آگاه‏تر است; و همگى اعضاى يك پيكريد- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزويج نماييد، و مهرشان را به خودشان بدهيد; به شرط آنكه پاكدامن باشند، نه بطور آشكار مرتكب زنا شوند، و نه دوست پنهانى بگيرند. آنگاه چون ازدواج کردند و مرتكب عمل منافى عفت شدند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت. اين (اجازه ازدواج با كنيزان) براى كسانى از شماست كه از آلایش گناه بترسند; و  شکیبایی پیشه کردن (جهاد با نفس) برایتان بهتر است. و خداوند، آمرزنده و مهربان است. نساء (25)

 

کمک مالی به در بندان جهت بهبود شرایط اقتصادی

 

در آیات زیر خداوند مردم را سفارش میکند که از دارایی خود به بردگان  ببخشند

زكاتها مخصوص فقرا و مساكين و كاركنانى است كه براى (جمع آورى) آن زحمت مى‏كشند، و كسانى كه براى جلب محبتشان اقدام مى‏شود، و براى بردگان، و (اداى دين) بدهكاران، و در راه خدا، و واماندگان در راه; اين، يك فريضه الهى است; و خداوند دانا و حكيم است.توبه(60)

نيكى، (تنها) اين نيست كه (به هنگام نماز،) روى خود را به سوى مشرق و (يا) مغرب كنيد; بلكه نيكى (و نيكوكار) كسى است كه به خدا، و روز رستاخيز ، و فرشتگان، و كتاب (آسمانى)، و پيامبران، ايمان آورده; و مال (خود) را، با همه علاقه‏اى كه به آن دارد، به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مى‏كند; نماز را برپا مى‏دارد و زكات را مى‏پردازد; و (همچنين) كسانى كه به عهد خود -به هنگامى كه عهد بستند-وفا مى‏كنند; و در برابر محروميتها و بيماريها و در ميدان جنگ، استقامت به خرج مى‏دهند; اينها كسانى هستند كه راست مى‏گويند; و اينها هستند پرهيزكاران.بقره(177)

 در مرحله ای دیگر، برای اینکه آزاد کردن بردگان بیش از پیش در جامعه مقبول گردد و مردم به این امر تشویق شوند، برای کفاره بعضی از گناهان ، خداوند دستور بازاد سازی بردگان داد: 

هيچ فرد باايمانى مجاز نيست كه مؤمنى را به قتل برساند، مگر اينكه اين كار از روى خطا و اشتباه از او سر زند; (و در عين حال،) كسى كه مؤمنى را از روى خطا به قتل رساند، بايد يك برده مؤمن را آزاد كند و خونبهايى به كسان او بپردازد; مگر اينكه آنها خونبها را ببخشند. و اگر مقتول، از گروهى باشد كه دشمنان شما هستند (و كافرند)، ولى مقتول باايمان بوده، (تنها) بايد يك برده مؤمن را آزاد كند (و پرداختن خونبها لازم نيست). و اگر از جمعيتى باشد كه ميان شما و آنها پيمانى برقرار است، بايد خونبهاى او را به كسان او بپردازد، و يك برده مؤمن (نيز) آزاد كند. و آن كس كه دسترسى (به آزاد كردن برده) ندارد، دو ماه پى در پى روزه مى‏گيرد. اين، (يك نوع تخفيف، و) توبه الهى است. و خداوند، دانا و حكيم است. نساء(92)

خداوند شما را بخاطر سوگندهاى بيهوده (و خالى از اراده،) مؤاخذه نمى‏كند; ولى در برابر سوگندهايى كه (از روى اراده) محكم كرده‏ايد، مؤاخذه مى‏نمايد. كفاره اين‏گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهاى معمولى است كه به خانواده خود مى‏دهيد; يا لباس پوشاندن بر آن ده نفر; و يا آزاد كردن يك برده; و كسى كه هيچ كدام از اينها را نيابد، سه روز روزه مى‏گيرد; اين، كفاره سوگندهاى شماست به هنگامى كه سوگند ياد مى‏كنيد (و مخالفت مى‏نماييد). و سوگندهاى خود را حفظ كنيد (و نشكنيد!) خداوند آيات خود را اين چنين براى شما بيان مى‏كند، شايد شكر او را بجا آوريد.مائده (89)

 

تا اینجا وضعیت برده ها بسیار بهتر شده بود. با سایر مردم جامعه همتراز شده بودند به مومنان  سفارش شده بود  با آنها نیکویی شود واز اموالشان بانها ببخشند و بعناوین مختلف بازادسازی بردگان سفارش شده بود .

تا اینجا بردگان تقریبا از حالت برده خارج شده و بصورت یک خدمتکار در امده بوند البته با یک تفاوت . تفاوت در اینجا بود که یک برده حق نداشت بدلخواه دست از کار برای اربابش بکشد و از نزد او برود . بنابراین خداوند آخرین مرحله از روند تدریجی نسخ برده داری را نیز باجرا دراورد و با نزول ایه 33 سوره نور بردگان حق  اختیار آزادی یافتند و کاملا حالت یک خدمتکار آزاد را پبدا کردند  

 

كسانى كه امكانى براى ازدواج نمى‏يابند، بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بى‏نياز گرداند! و آن بردگانتان كه خواستار مكاتبه (قرار داد مخصوص براى آزاد شدن) هستند، با آنان قرار داد ببنديد اگر رشد و صلاح در آنان احساس مى‏كنيد (كه بعد از آزادى، توانايى زندگى مستقل را دارند); و چيزى از مال خدا را كه به شما داده است به آنان بدهيد و كنيزان خود را براى دستيابى متاع ناپايدار زندگى دنيا مجبور به خود فروشى نكنيد اگر خودشان مى‏خواهند پاك بمانند و هر كس آنهارا (بر اين كار) اجبار كند، (سپس پشيمان گردد، ) خداوند بعد از اين اجبار آنها غفور و رحيم است! (توبه كنيد و بازگرديد، تا خدا شما را ببخشد ).نور (33)

 

بنابراین برطبق قران اگر برده ای تقاضای آزادی کند مومن چاره ای جز موافقت با ان ندارد و همچنین لازم است که برده را کمک مالی نماید تا بعنوان یک فرد آزاد زندگی کند.

 

خشکاندن ریشه برده داری

 

منبع اصلی برده ها اسرای جنگی بودند، گروه پیروز در جنگ، مردان و زنان گروه مغلوب را باسارت گرفته و بعنوان برده ، عده ای از آنها را در اختیار سران قوم قرار داده و مابقی را میفروختند . جهت از بین بردن برده داری لازم بود منبع محرک برده داری یعنی اسیر گیری در جنگ نیز ازبین برود

 قران اعلام میکند که اسرای جنگی را یا باید لطف کرده و آزاد کنید و یا با گرفتن غرامت – مثلا بصورت تعویض با اسرای خودتان- آزاد کنید . بنابراین راه سومی وجود ندارد.

 

هنگامى كه با كافران در ميدان جنگ روبه‏رو شديد گردنهايشان را بزنيد، تا به اندازه كافى دشمن را در هم بكوبيد; در اين هنگام اسيران را محكم ببنديد; سپس يا بر آنان منت گذاريد (و آزادشان كنيد) يا در برابر آزادى از آنان فديه ( غرامت) بگيريد; (و اين وضع بايد همچنان ادامه يابد) تا جنگ بار سنگين خود را بر زمين نهد، (آرى) برنامه اين است! و اگر خدا مى‏خواست خودش آنها را مجازات مى‏كرد، اما مى‏خواهد بعضى از شما را با بعضى ديگر بيازمايد; و كسانى كه در راه خدا كشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بين نمى‏برد! . محمد(4)

 

 بدین شکل خداوند منشاء  اصلی این رسم نادرست یعنی اسیرگیری را ممنوع کرد .

با توجه بایات فوق و بسیاری از ایات دیگر بسیار واضح است که خداوند با یک روند معقولانه  برده داری را منسوخ کرد.

 

* دوستان عزيزمان در وبلاگ حقايق دين نيز مطلبی در مورد برده داری نوشته اند . برای خواندن مطلب اينجا را کليک کنيد.

 

/ 0 نظر / 15 بازدید