پاسخي به يك دوست


بنام خداوندي كه بخشنده ترين و مهربان ترين است

مطلب اول :

سوره مباركه رعد ايه 14:

دعوت حق(اجابت دعاي حق) خاص اوست، در حاليکه معبودانى که غير از او مي خوانند، هرگز اجابتشان نمي كنند. بنابراين، آنها مانند کسانى هستند کــــه دســــــت هاى خود را به طرف آب دراز مى کنند، اما چيزى به دهانشان نمى رسد. دعاى کافران بيهوده است.

دوست عزيزمان ا.ن.ا عنوان نموده اند كه ايه شريفه 14 سوره رعد كه در مطلب روز 22 آذر، 1381 ذكر كرده ام صرفا به معناي عبادت خدا ميباشد نه طلب حاجت.


من ايشان را به مطالعه تفاسير موجود جهت درك بهتر معناي عربي سفارش كردم كه متاسفانه گويا منابع كاملي در دسترش نداشتند لذا جهت روشن شدن موضوع براي ايشان چند تفسير معتبر در مورد اين ايه را مي اورم باشد كه ايشان به ياري خداوند روشن گردند
در ابتدا ياداور ميشوم همانطور كه همه ميدانيم معني دعا درخواست و نيايش و طلب حاجت ميباشد همانطور كه در فرهنگ عميد در توضيح لغت آمده:

دعا: درخواست. نيايش . درخواست از خداوند.كلماتي كه در مقام استغاثه و... براورده شدن حاجت بخوانند.

و اما تفاسير :

تفسير انور درخشان جلد 9 .: له دعوت الحق : صفت فعل و مبني بر حصر است حرف لام به معني اختصاص است و دعوت اسم مصدر به معناي سوال حاجت و در خواست است و اضافه دعوت بكلمه الحق اضافه صفت بموصوف است .و از جمله اسما حسني پروردگار استجابت حقيقت دعوت و پزيرش اظهار حاجت است كه به پيشگاه او ميشود....بر اين اساس استجابت حقيقت دعوت بطور اطلاق از صفات پروردگار است و ايه اجيب دعوه الداع اذا دعان(بقره 183) بطور اطلاق و بدون شرط وعده استجابت فرموده بر تقدير اينكه سائل فقط از او حاجت خود را بخواهد از اين بيان استفاده شد كه جمله له دعوه الحق بمنزله جمله له حق الدعوه و مبني بر حصر است كه تنها ساحت كبريايي شايسته است از او حاجت سوال شود و غير از او شايسته نيست لغو و بيهوده خواهد بود زيرا غير پروردگار حاجت محتاجان را نميفهمد ...

تفسير آسان- ابوالفتوح رازي جلد 8 : لام كلمه( له) لام اختصاص است به اين معني كه فقط پرستش و خواندن خدا بر حق ميباشد . زيرا افرادي كه بدرگاه خداوند دعا كرده اند خداي مهربان دعاي ايشان را مستجاب و خواسته انان را عطا نموده است

تفسير احسن الحديث جلد 5 : ... يعني اگر او را بخوانيم اين خواندن حق و بجاست و او ميتواند جواب دهد و حاجت براورده كند...له دعوه الحق يعني خواندن حق خاص خداست و اينكه خدا را بخوانند نه غير او را.

تفسير الميزان جلد 11: دعا و دعوت به معناي توجه نظر مدعو است بسوي داعي ..و استجابت و اجابت به معناي پذيرفتن د عوت داعي و روي اوردن بسوي اوست.اين است معناي دعا و اجابت و اما در خواست حاجت در دعا و بر اوردن حاجت در استجابت جزء معنا نيست بلكه غايت و متمم ان دوست. بله اين جهت در مفهوم دعا خوابيده كه بايد مدعو صاحب توجه و نظري باشد اگر بخواهد توجه خود را متوجه داعي كند...كسي كه غير خدا را ميخواهد و ان را غرض قرار ميدهد رابطه دعاي خود و هدف دعا را از دست داده و در حقيقت دعايش راه را گم كرده چون ضلالت به همين معناست.

و تفاسير متعدد ديگري كه در اين مقال نميگنجد.
مسلما عبادت و پرستش از معاني دعا ميباشد ولي همانطور كه ملاحظه شد طلب حاجت معني ارجح است

پس همانطور كه دريافتيد درخواست از غیر خدا اگر صورت دعا به خود بگيرد بي شك خلاف دستور قران است
توصيه ميكنم دوست عزيزو علاقمندمان منابع بيشتري را جمع اوري كرده و مطالعات خودشان را بيشتر كنند

مطلب دوم :

ايشان عنوان كرده اند:
(پس)با ا این تفکر آنجا که سلیمان پیامبر (ع) از اطرافیانش خواست که تخت بلقیس را پیش او بياورند باید این خواسته را مشرکانه بدانیم(؟) (سوره نمل، آیات ۳۸ الی 40) .

بنده در جواب عرض كردم:

فراموش نكنيد كه سليمان پيامبر بود نه فرد عادي . شما چه ميدانيد قصد و غرض ايشان چه بوده شايداين مساله بايشان وحي شده باشد بهر صورت مساله پيامبران را با افراد عادي درهم نياميزيد

ايشان پاسخ داده اند:
اگر خواستن از غير خدا اشتباه است اينجا هم اشتباه است و پيامبر بايد اين مسايل را بهتر بداند (كه البته منظور ايشان اينست كه خواستن از غيز خدا اشتباه نيست !-سپيدار)

در جواب بايد عرض كنم

دوست عزيز پس نظر شما در مورد اين آيات چيست؟

سوره مباركه يوسف:

(پس از زنداني شدن يوسف (ع))

دو مرد جوان با او در زندان بودند. يکى از آنها گفت، "من (در خواب) ديدم که داشتم شراب درست مى کردم،" و ديگرى گفت، "من خودم را ديدم که روى سرم نان حمل مى کردم، که پرندگان از آن مى خوردند؛ ما را از تعبير اين خواب ها آگاه کن. ما مى بينيم که تو پرهيزگار هستى."(36)

( يوسف (ع) جواب ميدهد: )
"اى هم سلولى هاى من، يکى از شما ساقى شراب اربابش خواهد شود، در حاليکه ديگرى به صليب کشيده خواهد شد_ پرندگان از سر او خواهند خورد. اين سرانجام موضوعى است که در مورد آن سئول کرده ايد(41)

سپس او به کسى که بنا بود که نجات پيدا کند گفت، "من را نزد اربابت ياد كن." اينچينين، شيطان باعث شد که او پروردگارش را فراموش کند و در نتيجه، چند سالى بيشتر در زندان بماند.(42)

در اين آيات ميبينيم خداوند يوسف (ع) را بدليل حاجت خواستن از غير تنبيه ميكند

و اين(كمك خواستن از ديگران) كاريست كه ما همه روزه انجام ميدهيم و گناهي هم مسلما بر ما وارد نيست. اين است منظور من از اينكه مسائلي كه بين خداوند و رسولش ميگذرد و ارتباطات آنها نبايد با روابط خداوند و ساير افراد عادي مقايسه شود و اين موضوع از مسئله وحي نيز معلوم است و اگر غير از اين بود رسول برگزيده نميشد. ما چه ميدانيم در بسياري از موارد چه اسراري بين خدا و رسول وجود دارد و در هر زمان خداوند چه فرماني به رسولش ميدهد . براي همين در مورد مو ضوع حضرت سليمان عرض كردم شايد خداوند اين دستور را به حضرت (بصورت وحي)داده باشد تا ديگران را بيازمايد چون از انجا كه حضرت سليمان پيامبر بوده مسلما مستجاب الدعوه تر از ديگران ميبودند.
ا.ن.ا گفته اند : يعني ما حق نداريم رفتاري كه از پيامبر خدا سر زده را مباح بدانيم.
دوست من
من ههچگاه نگفتم نبايد رفتار پيامبران را مباح بدانيم لطفا تحريف نفرماييد فقط ميخواهم بدانيد مسايلي است كه فقط مختص پيامبران است و نمونه بارز ان اختيار كردن بيش از 4 همسر توسط حضرت محمد (ص) ميباشد اين عمل فقط براي ايشان جايز بوده و نه براي ساير مردم و اين دليل بر مباح نبودن عمل ايشان نيست چون همانطور كه عرض كردم همواره اسراري بين خدا و رسولش وجود داشته كه اين نكته در آيات قران هم مشهود است
دوست من قران بنا بفرموده خداوند واضح و روشن براي ما فرستاده شده تمام نكاتي را كه عرض كردم با كمي دقت بيشتر خودتان دريافت خواهيد كرد

اميدوارم توضيحات من كافي و جامع بوده باشد -انشاالله


/ 0 نظر / 6 بازدید